غلامحسين افضل الملك
149
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
بوسط چاه رسيده است . و آن كاريز از ابنيهء كىخسرو بوده است . شايد آن مرد گيلكى يا آن مرد چاهخو قدرى اغراق كرده باشند . من اراضى شهر گنابد كه نزديك شهر تون است نديدهام و ميزان حفريات آنجا را نسنجيدهام تا تصديق يا تكذيب نگارم . اگر مىديدم احتمال داشت كه از خود تحقيق كنم . در اين دو سه صفحه يك يا دو بار گنابد ذكر شد . چون اين اوقات اين قصبه قدرى اهميت پيدا كرده است لازم است كه چند سطرى بنگارم . وضع اين رساله بر نوشتن ژغرافى و شرح حال رجال است و من گنابد را نديدهام كه ژغرافى آنجا را بنگارم اما بطور اختصار شرح حال يكى از رجال اينجا را مىنگارم كه الآن در گنابد بعزت توطن دارد و بواسطهء وجود او گنابد اندكى مثل رادكان « 1 » مشهد مهبط بعضى از رجال و محطّ رحال شده است يعنى بعضى از مردمان بيكار و عوام هوسناك كه علم خارجه ندارند و هوش فطرى در آنها نيست و با هر ناعقى نعيق دارند و مثل نادانان قديم خود را عارف يا متصوف مىنامند . براى تفنّن يا جلب جزئى فايده به اين شهر مىآيند كه نزد جناب ملا سلطانعلى « 2 » گنابدى كه الآن در اين شهر است بروند و ساعتى بنشينند .
--> ( 1 ) - در رادكان هم سيد عبد الكريم رادكانى كه بعضى داعيههاى غلط دارد و طرار است بعضى مردم از مشهد بديدن او مىروند . فضل و سوادى ندارد . جفر مىداند اما بروز نمىدهد . گاهى خبرها مىدهد كه مطابق واقع مىشود گاهى بخلاف سخن مىراند ، افضل الملك . ( 2 ) - حاج ملا سلطان محمد بيدختى فرزند ملا حيدر محمد بن ملا سلطان محمد بن ملا دوست محمد بن ملا نور محمد بن حاج محمد بن حاج قاسمعلى متولد 1251 ه . ق . در قريهء « نوده » بيدخت از محال گناباد . تحصيلات مقدماتى را در گناباد شروع كرد و بعد از آن بمشهد رفت و فقه و اصول را آموخت و مدتى در سبزوار شاگرد حاج ملا هادى سبزوارى بوده است و بعد از آن به عتبات رفته مدتى تحصيل كرده است . بعد از مراجعت با ميرزا كاظم اصفهانى ملقب به سعادتعلى شاه آشنائى حاصل كرده به اصفهان رفت و ترك علوم ظاهرى گفته خرقهء طريقت پوشيده و لقب سلطانعلى شاه گرفت . پس از چندى به گناباد برگشت و به ارشاد مردم پرداخت تا اينكه در 1327 ه . ق -